تبليغاتX
نعمت سبز
نعمت سبز
ارزش و زيبايي اين وبلاگ به مطالب آن است نه به چيز ديگري.

 

و هنگامي كه گفت پروردگار تو به فرشتگان كه در زمين

 

جانشيني قرار خواهم داد.گفتند آيا قرار دهي در زمين آن را كه

 

فساد جويد در آن و خون بريزد در حالي كه ما ستايش و سپاس تو

 

گوييم و تو را تقديس كنيم .گفت من مي دانم آن چه شما

 

نمي دانيد.

 

خدايا به ما توفيق بده تا جانشينان خوبي برايت باشيم .

 

اميدوارم از اين جا لذت ببريد.

|+|

دلم تنگ است.

 

دلم به وسعت آسمان ها و زمين تنگ است.

 

مي خواهم گريه كنم.

 

مي خواهم فرياد بزنم.

 

مي خواهم پرواز كنم.

 

مي خواهم پشت يه ماشين بشينم و گازشو بگيرم و برم.

 

كجا؟؟؟

 

از من مي پرسي.

 

نمي دونم.فقط مي خواهم برم.

 

خسته شدم.به خدا خسته شدم.

 

ديگه نمي تونم.كم آوردم.طاقت ندارم.

 

تنهايم.تنهاي تنهايم.

 

اين بغضم رو ببين.تو گلوم گير كرده.

 

مي خواهم بتركم.

 

اما...

 

نمي توانم.

 

خيلي بي معرفتي.

 

آره،با خود خودت هستم.

 

بدت اومد.

 

چطور اون وقت كه من ....

 

منم بي معرفتم.خيلي بي معرفتم.يه دنيا بي معرفتم.

 

اما خودتو با من مقايسه مي كني.با من.با...

 

ولش كن.

 

اون پايين رو ببين.

 

فقط برا توه.

 

برا خود خودته.

 

نه هيچ كس ديگه اي.

 

يادت باشه ها.

خداحافظ تا...

 

|+|

دو نمونه آزادی از دیدگاه غرب

                                 سلام به شعور بالاتون

توجه: از دوستاني كه پست قبل(آزادي اي از جنس خودمان) را نخوانده اند خواهش مي كنم پيش از خواندن اين پست ابتدا به آن يك نظري بيندازند.در ضمن يادتون نره {ميان برنامه ي جديد} رو ببينيد.ممنون

                                                  اين راه به جهنم مي رود!!!

                درست چشمتان را باز كنيد و اشتباهات ديگران را تكرار نكنيد!!!

«‌ تقريبا 20 سال قبل گروهي از روانشناسان {سوئد} با سر سختي تمام اعلام كردند كه محدوديت هاي جنسي سبب بيماري هاي رواني شده و عقده هاي روحي پديد آورده است كه بسيار خطر ناك تر از بيماري هاي سل و وباست‌!...

و به دنبال اين اظهار نظر ها كار به جايي رسيد كه دولت سوئد درصدد برآمد {تعليمات جنسي } را در برنامه هاي مدارس متوسطه و ابتدايي بگنجاند. عده اي از روان شناسان كتاب هاي متعددي در اين باره نوشتند و حتي بعضي از آموزگاران با تجربه را مامور تعليم جزئيات اين برنامه كردند ...

بعد از بيست سال آزادي بي حد و حساب جنسي و عشقي – و هزاران فجايع دردناك و اطفال نا مشروع و طغيان هاي وحشتناك جوانان –  اينك خود اين آزادي يكي از مهمترين مشكلات دولت و ملت سوئد شده است.

هفته ي قبل كابينه ي سوئد جلسه ي فوق العاده اي تشكيل داد و در آن مسئله ي نسل جوان عصيان گر ! را مورد بررسي قرار داد. اين جلسه هشت ساعت تمام يعني تا دو ساعت بعد از نيمه شب به طول انجاميد؛ بي آنكه هيچ گونه نتيجه اي از آن گرفته شود. جالب توجه اين كه در تمام اين مدت هزاران پسر و دختر بي بند و بار كاخ نخست وزيري را در ميان جار وجنجال عجيبي محاصره كرده بودند. دامنه ي اين بحث به پارلمان ان كشور نيز كشيد و يكي از نمايندگان يعني نماينده ي شهر {كارلسكوكا} همان شهري كه بر اثر ميتينگ عده اي از جوانان آشوبگر و بي بند و بار دچار تشنج سختي شده بود شديدا به دولت حمله كرد...

بالاخره نخست وزير عظمت اين فاجعه را در يك جمله خلاصه كرد و گفت:

براي جبران اشتباهي كه 20 سال تمام ادامه داشته است مدت 40 سال وقت لازم داريم....»

                                                                                                       

                                                                       از مجله ي درس هايي از مكتب اسلام

                                                               آبان ماه 1344

همان طور كه مي بينيد اين مجله براي حدود40 سال پيش است. بنابراين حدود 60 سال پيش اين نوع آزادي در اروپاي پيشرفته مطرح مي شود و بيست سال بعد نتيجه ي آن را مي بينند. واي بر ما كه بعد از بيش از نيم قرن اكنون گاه و بي گاه اين نوع آزادي در روابط دختر وپسر در جامعه ي ما مطرح مي شود و طرف داراني هم دارد؛كساني كه تحت تاثير تبليغات گسترده ي آن ها، چشمشان را بسته اند و خود را ابزار دست آن ها قرار داده اند.

بله، ما نه تنها از لحاظ علمي بلكه در مورد اين گونه مسائل هم از دنيا عقب افتاده ايم ؛ و بد تر آنكه به جاي درس گرفتن از اشتباهات بزرگ آن ها ، كوركورانه تجربه هاي شكست خورده ي آن ها را تكرار مي كنيم.

و شايد همان ها هستند كه مي خواهند ما را در گودالي كه روزي خود در آن گير كرده بودند بيندازند تا به گرد پايشان هم نرسيم ؛ تا همچنان چماق بي عدالتي را بر سرمان بكوبند كه شما عقب افتاده ايد و.....!!

اكنون به متن زير دقت كنيد تا دليل آزادي زن دردنياي غرب را بفهميد:

« شما مسئله ي حقوق زن و آزادي زن را در امروز مي بينيد و مي شنويد كه اروپايي ها پيشقدم شدند؛ براي زن حق مالي قائل شدند، چنين و چنان كردند. وقتي انسان تاريخ اين مسئله را درست مي خواند مي بيند در اين هم باز يك خرده شيشه اي وجود داشته است.چه خرده شيشه اي!؟ ويل دورانت در كتاب لذات فلسفه مي نويسد كه آغاز نهضت زن- كه در انگلستان شروع شد و مخصوصا به زن ها استقلال اقتصادي دادند- چه بود. مي دانيد كه تقريبا تا يك قرن پيش دنياي اروپا براي زن حق مالكيت قائل نبود يعني كار زن را متعلق به شوهرش مي دانست،اگر زن كاري مي كرد و زحمتي مي كشيد، اجرتش را بايد به شوهرش ميدادند. اصلا زن استقلال نداشت.اگر احيانا به ارث هم چيزي به او مي رسيد باز اختيار آن دست شوهرش بود. چطور شد كه به زن استقلال اقتصادي دادند؟وقتي ما تاريخ را مي خوانيم مي بينيم پس از آن كه كارخانه هاي عظيم پيدا مي شود و شهر ها احتياج به كارگر پيدا مي كنند؛ مخصوصا كارگري كه مزد كمتر بگيرد؛ وآن كارگري را كه مزد كمتر مي گيرد در ميان زنان و كودكان و اطفال پيدا مي كنند؛ وبعد مي بينند مرد ها اجازه نمي دهند زنان و بچه هايشان بيايند در كارخانه ها كار بكنند چون زندگي و خانواده شان مختل مي شود مي آيند قانون مي گذارند كه بعد از اين زنان و كودكان استقلال اقتصادي داشته باشند، پدر ها حق نداشته باشند جلو بچه ها را بگيرند و شوهر ها حق نداشته باشند جلو زن ها را بگيرند. به اين وسيله استقلال اقتصادي به زن دادند.دنياي اروپا استقلال اقتصادي داد به زن براي چه؟ آيا به خاطر خود زن؟ دلش به حال زن سوخته بود يا دلش به حال خودش سوخته بود و كارگر ارزان مي خواست؟ » 

                                                                                                              از كتاب پانزده گفتار

                                                   استاد شهيد مرتضي مطهري

                                              

                                          

 

|+| نوشته شده توسط مجتبي در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 20:34 |

>